محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

34

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

اين قصيده آمده است كه : استنصر الدين بكم فاستقدموا * فانكم ان تسلموه يسلم لاذت بكم اندلس ناشرة * برحم الدين و نعم الرحم فاستر حمتكم فارحموها انه * لا يرحم الرحمان من لا يرحم ماهى الاقطعة من ارضكم * و اهلها منكم و انتم منهم « 21 » توجه مغرب به اندلس در آن سرزمين انعكاسى شايان داشت . ابن الاحمر دريافت كه مىتواند با قواى مسيحى روياروى شود و از چنبر اطاعت آنان سر بيرون كشد و مملكت نوپاى خويش از تجاوز ايشان نگهدارد . ازاين‌رو چون مسيحيان تجاوز آغاز كردند و در سال 660 ه / 1261 م به اراضى او قدم نهادند به يارى همين متطوعين و مجاهدينى كه از آن سوى دريا آمده بودند به مقاومت پرداخت و دشمن را بازپس راند . اندلس پس از زوال موحدين اولين بار در برابر دشمن بايستاد و پيروزى به دست آورد . در سال 662 ه سپاه بنى مرين به سردارى عامر بن ادريس به اندلس آمد و شريش را از مسيحيان بستد ولى براى مدتى اندك . پس از اين پيروزى اندك ، بار ديگر اندلس صحنهء تاخت‌وتاز دشمن شد . پادشاه قشتاله آلفونسوى دهم ، از اين اقدام بيمناك گرديد كه مبادا با رسيدن مددهاى پىدرپى ، امير غرناطه نيرومند گردد . ازاين‌رو با نيروهاى خود شهرهاى اندلس را كه هنوز فتح نشده بود در فشار گذاشت و در اواخر سال 662 ه / 1263 م ، ابن يونس استجه را به مسيحيان واگذار كرد « 22 » و سردار قشتالى بدون هيچ برخوردى به شهر درآمد و مسلمانان را بيرون راند و جمع كثيرى از آنان را بكشت يا اسير كرد . در سال

--> ( 21 ) . رجوع كنيد به الذخيرة السنيه ص 108 تا 112 . در آنجا همهء قصيده آمده است . ( 22 ) . پيش از اين گفتيم كه استجه در سال 1237 م يعنى بيست و پنج سال پيش از اين واقعه به تصرف مسيحيان درآمد . ظاهرا تا اين زمان حكام محلى تحت فرمان پادشاه قشتاله بر آن حكومت مىكرده‌اند .